أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
410
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
شيخ حيدر براى آنكه مريدان از جان گذشته را براى نبرد در ميدانهاى جنگ آماده كند تدبيرى شايان توجّه به كار برد . او كلاه مخصوصى براى مريدانش درست كرد و به آنان دستور داد كه به جاى طاقيه تركمانى ، كه عموم مردان بر سر مىگذاشتند ، آن كلاه را بر سر بگذارند . مريدان نيز دستور او را اجرا كردند و كلاه تازه را بر سر گذاشتند . او نيز طاقيهء تركمانى را از سر برداشت و آن كلاه را « بر تارك مبارك نهاد ، هركس به دست ارادت در دامن دولتش مىآويخت از همان جنس افسرى به وى مىداد . » مؤلف خلد برين مىنويسد : « سلطنت صورى علاوه پادشاهى معنوى شد و خرقهء درويشى به تشريف پادشاهى و طاقيهء تركمانى به تاج شاهى تبديل يافت . » اين كلاه كه آن را « تاج حيدرى نام نهادند » عبارت از پارچهء نمدى سرخ رنگى بود كه در انتهاى آن نوك بلند قطور سرخى وجود داشت كه داراى 12 چين يا ترك معرّف 12 امام شيعيان بود . در اطراف كلاه دستارى از پارچه سفيد يا سبز از پشم يا ابريشم به صورت عمامه پيچيده مىشد . چون مريدان حيدر عموما از تركان عثمانى بودند و كلاه ابداعى شيخ نيز سرخ رنگ بود به همين جهت مريدان او را به زبان تركى « قزلباش » نام نهادند . قزلباشان ريش مىتراشيدند ؛ بالاى سر خود كاكل مىگذاشتند و بقيّه سر را مىتراشيدند و سبيلهاى خود را دراز مىكردند . ابداع كلاه قزلباش و موظّف ساختن مريدان به استفاده از آن ، از تدبيرهاى خاصّ شيخ حيدر است . اين امر نشان مىدهد كه حيدر به اهميّت يكنواختى لباس در نيروى نظامى واقف گرديده و مىخواسته است مريدان خود را در ظاهر به نوعى متّحد الشكل سازد . شيخ حيدر پيوسته به تصرّف شروان مىانديشيد . ولى اين بار نيز جانب احتياط را از دست نداد و براى آنكه با حد اقل دشوارى موفق به فتح آن ولايت گردد ، چون تقاضاى شخصى خود را ديگر مؤثر نمىدانست ، مادر خود خديجه بيگم را نزد يعقوب بيك فرستاد و او كه در قشلاق قم به سر مىبرد ، عمهاش را پذيرفت . خديجه بيگم از برادرزادهاش خواست با جهاد شيخ حيدر با كفار چركس موافقت كند و از فرخ يسار شروانشاه نيز بخواهد كه در عبور سپاهيان حيدر از شروان همكارى كند . يعقوب بيك به علّت پافشارى عمّهاش با تقاضاهاى شيخ حيدر